ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره
کد خبر : 12697
تاریخ انتشار : 29 شهریور 1391 7:47
تعداد بازدید : 2038

به نقل از دیدبان

چه كسي بايد پاسخگو باشد؟ با توصيه هاي فرهنگي رهبري چه كردند؟

رهبر معظم انقلاب اسلامي يكبار به صورت ضمني و يكسال بعد به صورت صريح خبر دادند كه نسخه اي براي كارهاي اصلي و بنياني در مورد فرهنگ را به مسوولان دولتي داده اند كه ظاهرا مورد بي توجهي قرار گرفته است. چه كسي بايد پاسخگو باشد كه با نسخه اي كه رهبر معظم انقلاب در باب فرهنگ داده اند چه كرده اند و چرا به اين توصيه ها عمل نشده است و چه وقت و چگونه قرار است اين توصيه ها مورد عمل قرار گيرد؟

1.پرده اول: مظلوميت فرهنگ

دیدبان: در دومين ديدار سالانه هيات دولت نهم با رهبر معظم انقلاب اسلامي، در چهارم شهريور 1386، رهبر معظم انقلاب تعبيري را در باب فرهنگ به كار بردند كه به خوبي بيانگر وضعيت فرهنگ در كشور و برنامه ريزي‌هاي مسوولان بود. ايشان از فرهنگ به عنوان يك بخش مظلوم نام بردند و سفارشي به مسوولان كشور به خصوص دولت وقت نمودند كه حاكي از غفلتي در دولت و يا حداقل نقطه ضعفي در عملكرد كلي دولت در كشور بود. رهبر معظم انقلاب در اين ديدار خاطر نشان كردند: 

«نكته ى بعدى كه مى خواهم سفارش كنم، اين است كه از بخش فرهنگ رفع مظلوميت كنيد. بخش فرهنگ انصافاً بخش مظلومى است. الان در گزارش آقاى رئيس جمهور، اصلاً اسمى از فرهنگ نيامد؛ يا در اولويت بنديها اين اولويت فداى اولويتهاى ديگر شد و آنها تقدم پيدا كرد كه در كوتاهى وقت، بيان بشود! اين مظلوميت است ديگر. واقعاً مسأله ى فرهنگ را دست كم نگيريد. خيلى از مشكلات جامعه ى ما با فرهنگ سازى حل مى شود. توجه بكنيد كه امروز، عمده قواى دشمنان ما در جبهه ى فرهنگى دارد كار مى كند. اين جنگهاى روانى، اين فعاليتهاى فرهنگى، اين بودجه هاى پنهان و آشكارى كه براى منحرف كردن ذهنها مى گذارند، همه اش مربوط به مسئله ى فرهنگ است. فرهنگ مثل هواست كه انسان وقتى كه اين هوا را استنشاق كرد، با هوايى كه استنشاق كرده و با آن جانى كه گرفته، مى تواند دو قدم بردارد و جلو برود؛ بقيه ى كارها همه برخاسته ى از آن چيزى است كه شما استنشاق كرده ايد. اگر چنانچه يك جايى، هواى مسمومى تزريق بشود، نتيجه اى كه در اندامها ديده خواهد شد تابع آن مسموميتى است كه در اين هواست. اگر فضا را با دود يا مخدرى تخدير كنند، وقتى شما آن را استنشاق كرديد، رفتار شما متناسب با آن چيزى خواهد شد كه استنشاق كرده ايد؛ فرهنگ يك چنين حالتى دارد. فرهنگ را دست كم نگيريد؛ خيلى مهم است. بنابراين صرف وقت كنيد و در بودجه هم برايش پول و فصول قابل توجهى بگذاريد تا جهتِ ارزشى به فرهنگ بدهيد. از جمله ى كارهايى كه مسؤولين فرهنگى دولت خيلى بايد به آن بپردازند و واقعاً يك دقيقه را در آن فروگذار نكنند، اين است كه به فرهنگ عمومى جامعه و ابزارها و وسائل فرهنگى، جهت ارزشى بدهند. چون تلاش زيادى شده تا جريانهاى فرهنگى و عاملهاى فرهنگى - هنر و ادبيات و شعر و سينما و بقيه - در جهت غير ارزشى حركت كنند و راه بيفتند. شما بايد كمك كنيد و همه ى تلاشتان را بكنيد كه به تحركات فرهنگى كشور در جهت ارزشى جهت بدهيد.»
 
اين بيانات به صراحت حاكي از آن است كه رهبر معظم انقلاب دغدغه‌اي جدي و اساسي در مورد فرهنگ دارند و نيز به خوبي نشان مي‌دهد كه ايشان از ميزان توجهي كه به فرهنگ صورت مي‌گيرد ناراضي هستند و خواهان توجه بيشتر مسوولان كشور به وضعيت فرهنگي و برنامه‌ريزي فرهنگي در كشور هستند. 
 
2.پرده دوم: حركت آغاز مي‌شود؟
 
در گزارش سال 1387 دولت از فعاليت‌هاي فرهنگي صورت گرفته سخن مي‌گويد اما واكنش رهبري و توصيه ايشان نشان از آن دارد كه ايشان توقع كار فرهنگي بسيار عميق‌تر و جدي‌تري نسبت به مقوله فرهنگ دارند چنان كه به اختصار بيان مي‌دارند:
 
«يكى هم توجه به مقوله ى فرهنگ است كه خيلى مهم است. البته خب، كارهايى شده؛ گزارشى هم كه دادند، اشاره اى به اين معنا داشت؛ بنده هم در جريان بسيارى از كارها هستم؛ اما در عين حالا مقوله ى فرهنگ، بسيار مقوله ى مهمى است؛ همان طور كه بارها گفتيم مثل هوايى است كه انسان در آن تنفس ميكند. همه - بزرگ، كوچك، بالا، پائين، قشرهاى مختلف، مسئول، غيرمسئول - در فضا تنفس ميكنند. اين فضا را درست كنيد، تا همه سالم تنفس كنند.»
 
3.پرده سوم: نگراني از جهت‌گيري‌هاي فرهنگي
 
در سال 1388 با همه مسائلي كه كشور با آن روبروست رهبر معظم انقلاب اسلامي در ديدار با اعضاي هيات دولت باز هم مقوله فرهنگ را فراموش نمي‌كند. اين دغدغه مهم رهبري است. اما اين‌بار اظهار نگراني از جهت‌گير‌ي‌هاي فرهنگي است. اين كه مبادا در فرهنگ از جهت‌دهي‌هاي دشمن و خوش‌آيند و بدآيند دشمن تاثير بپذيريم و مبادا دچار افراط و تفريط بشويم:
 
«توصيه ى ششم ما در مورد فرهنگ است، كه اشاره شد مسئله ى فرهنگ بسيار مسئله ى مهمى است. ما در زمينه ى فرهنگ و پرداختن به فرهنگ چه كار ميخواهيم بكنيم؟ اول، تكليف اين را روشن كنيم. يك وقت هست كه يك دستگاهى به امور فرهنگى بى اعتناء است، يك وقت نه، يك دستگاهى اعتناء و اهتمام به امور فرهنگى دارد، ليكن هدفگذارى هاى فرهنگى اش دچار اختلال يا دچار خدشه است. اين هدفگذارى ها خيلى مهم است؛ از اين نبايستى غفلت كرد. ما چه ميخواهيم بكنيم با اخلاق مردم، با فرهنگ مردم؟ آيا ما به عنوان دولت اسلامى ميتوانيم هدايتِ فرهنگى جامعه ى خودمان را رها كنيم؟ قطعاً نه، جزو وظائف ماست. حالا مخالفين، معترضين حرفهائى ميزنند، نقد ميكنند، گاهى مسخره ميكنند، گاهى اهانت ميكنند، بكنند؛ ما كه نميتوانيم تكليف الهى را با اين چيزها فراموش كنيم. ما وظيفه داريم مردم خودمان را هدايت بكنيم؛ هدايت. رياست در جامعه ى اسلامى، رياست مادى محض و صرف نيست؛ اداره ى امور زندگى مردم هست، همراه با هدايت. تا آنجائى كه ميتوانيم، بايد راه هدايت مردم را باز كنيم و مردم را هدايت كنيم. خيلى از ابزارهاى هدايت در اختيار دستگاه هاى حكومتى است؛ حالا يك نمونه اش صدا و سيماست و نمونه هاى فراوان ديگر هم دارد؛ يك نمونه وزارت ارشاد است، يك نمونه وزارت علوم است، يك نمونه وزارت آموزش و پرورش است؛ اينها همه دستگاه هاى خدماتىِ هدايتى است. ما از اينها چگونه استفاده ميكنيم؟ بايد در جهتى حركت كنيم كه مردم متدين بار بيايند، متدين عمل بكنند، به مبانى دينى معتقد بشوند، عملاً پايبند بشوند؛ جهتگيرى ما در همه ى زمينه ها بايد اين باشد. حالا در وزارت ارشاد، مسئله ى كتاب هست، مسئله ى هنرهاى تجسمى هست، مسئله ى هنرهاى گوناگون صوتى، تصويرى هست، در همه ى اين جهتگيرى ها، بايستى ما جهتمان اين باشد كه مردم به سمت دين، به سمت خدا حركت بكنند. والّا اگر قرار باشد كه نگاه كنيم، ببينيم بيگانگان ما را بر چى ملامت ميكنند - اگر اين را بخواهيم رعايت بكنيم - خيلى كارها انجام نخواهد شد. ريشى هم كه شما ميگذاريد، دنيا قبول ندارد. كراواتى هم كه شما نمى بنديد، دنيا قبول ندارد. خيلى از اطعمه و اشربه اى هم كه شما حاضر نيستيد استفاده كنيد، دنيا اينها را قبول ندارد. حجابى كه خانمهايتان دارند، دنيا قبول ندارد. اين حرفها يعنى چه؟ يك وقتى يك كسى سر قضيه اى در اين ديدارهاى دانشجوئى - حدود بيست و هفت هشت سال قبل - تو همين دانشگاه، از من پرسيد: آقا ! شما درباره ى فلان قضيه چه دفاعى داريد؟ من گفتم: ما هيچ دفاعى نداريم، ما در اين قضيه حمله داريم. چه دفاعى؟ ما موضعمان، موضع دفاع نيست. در قضيه ى زن، در قضاياى گوناگون ديگر، موضع ما، موضع تهاجم است؛ ما از دنيا طلبگاريم. دنياى مادى است كه دارد در اين زمينه راه خطا ميرود. حالا خودهاشان هم - عقلاشان - دارند ميفهمند؛ دارند تصديق ميكنند؛ تأييد ميكنند آثار و تبعات زشتى كه بر كارهايشان مترتب شده. دارند دانه دانه خودشان ميفهمند، يواش يواش ميگويند، عده اى هم زيرسبيلى رد ميكنند. ما حالا تازه بيائيم از آنها خجالت بكشيم كه آنها اينجورى ميگويند. اين حرفها را در باب فرهنگ بكلى كنار بگذاريد و برويد سراغ آنچه كه متن است. البته گرايشهاى بى مبنا و بى پايه ى افراطى را من قبول ندارم. توصيه هم هيچ وقت نكردم، باز هم نميكنم؛ اما آن چيزهائى كه مبناى شرعى و دينى دارد، آنها را محكم بايستيد، افتخار هم بكنيد و عمل بكنيد.»
 
 
4.پرده چهارم: نگراني از اولويت‌بندي‌هاي فرهنگي
 
در سال 1389 دولت بودجه‌هاي كلاني را به فرهنگ اختصاص مي‌دهد. البته بعدها مشخص مي‌شود كه بخش قابل توجهي از اين بودجه‌ها تخصيص نيافته است، رهبر معظم انقلاب اسلامي در همان سال با اظهار خشنودي از توجه دولت به فرهنگ به شدت از اولويت بندي‌‌هاي فرهنگي اظهار نگراني مي‌كنند. نگراني ايشان در اصل از نحوه مصرف اين بودجه‌هاي كلان است. رهبر معظم انقلاب به طور معمول نگراني‌هاي خود را در جمع‌هاي عمومي و تريبون‌هاي علني مطرح نمي‌كنند، مگر آنجا كه لازم باشد كه همگان از آن مساله مطلع شوند و به اين نگراني‌ها توجه نمايند. آيا دولت اولويت‌بندي‌هاي فرهنگي را رعايت مي‌كند؟ تذكر مهم رهبر معظم انقلاب در اين‌جا پرهيز از كارهاي تزييني و ويتريني است:

«يكى دو سال پيش كه همين مجموعه اينجا حضور داشتيد، من راجع به مسئله‌ى فرهنگى از دستگاه دولتى يك گله‌اى كردم. حالا خوشبختانه انسان احساس ميكند كه در دولت به كار فرهنگى اهتمام ورزيده ميشود. بودجه‌هاى فرهنگىِ بزرگ و كلان و در واقع كارهاى گوناگون و تكرار مسائل فرهنگى و اينها خوب است؛ انسان اين اهتمام را مشاهده ميكند، خرسند ميشود؛ منتها اوائل امسال بود يا پارسال بود - يادم نيست - كه وقتى راجع به همين بودجه‌ى فرهنگى صحبت شد، به آقاى رئيس جمهور گفتم كه من وقتى شنيدم شما اين رقم كلانِ سنگينِ فرهنگى را تصويب كرديد، از نحوه‌ى مصرف و جذب آن نگران شدم؛ با اينكه قاعدتاً آدم بايد خوشحال بشود وقتى كه بودجه‌ى فرهنگى زياد ميشود. مديران ما دوست دارند كه بودجه‌اى كه به آنها داده ميشود، جذب كنند؛ چون ميدانند كه اگر امسال جذب نكردند، سال ديگر خبرى نيست؛ لذا ناچارند جذب كنند. خوب، جذب بودجه‌ى فرهنگى در جاى مناسب، خيلى كار سختى است؛ كار آسانى نيست. كار فرهنگى مثل ساخت‌وساز نيست كه آدم بگويد خيلى خوب، اين زمين، اين هم مصالح، حالا برويد بسازيد. كار فرهنگى مصالحش خيلى سخت گير مى‌آيد؛ معمار و استادكارش خيلى دشوار به دست مى‌آيد. لذاست كه به نظر من توى كار فرهنگى يك مقدارى بايستى اهتمام ورزيد. اولاً ببينيم ما چه قلم از قلمهاى كار فرهنگى را اهميت ميدهيم. در بعضى از آن دوره‌هاى قبل - كه حالا نميخواهيم خيلى مشخص كنيم و اسم بياوريم، ليكن چاره‌اى هم نيست؛ انسان براى مقايسه مجبور است بگويد - ميخواستند كار فرهنگى بكنند، گفتند بودجه‌ى فرهنگى؛ بنا كردند كاروانسراهاى شاه عباسىِ بين راه را به عنوان كار فرهنگى، آباد كردن! بله، آباد كردن كاروانسراى شاه عباسى چيز خوبى است، اثر باستانى هم هست؛ اما آيا كار اولويت‌دار فرهنگى ما همين است؟ ما كه اينجور در مواجهه‌ى با فشار عظيم تبليغات جهانى قرار داريم؛ سياست در خدمت فرهنگ است، اقتصاد در خدمت فرهنگ است، هنر در خدمت فرهنگ است، براى فشار آوردن به فرهنگ داخلى ملت ما. آنها ميدانند كه اگر فرهنگ را عوض كردند، ديگر مبارزه‌اى باقى نميماند. اگر مبارزه‌ى با استكبار هست، اگر ميل به ايستادگى و مقابله‌ى با دخالت اجنبى هست، به خاطر فرهنگ است. انسان يك فرهنگى دارد، همين فرهنگ را بيايند عوض كنند، همه چيز ميشود مال خودشان؛ لذا همه‌ى فشار روى فرهنگ است. در مقابل اين حركت فرهنگى و اين تهاجم عظيم فرهنگى كه ميخواهند روح انقلاب را، روح استقلال را، روح دين را از ما بگيرند، اولويت فرهنگى ما اين است كه برويم حالا فرضاً كاروانسراى شاه عباسى را آباد كنيم؟! اين يعنى اشتباه كردن در تشخيص آن قلمِ كار فرهنگى؛ اين يك اشكال است. بنابراين در كار فرهنگى بايد دنبال چه باشيم؟ دنبال توليدات. در ديدارى كه هفته‌ى گذشته با دانشجوها داشتيم - كه خوب، خوشبختانه تماس و ملاقات ما با دانشجوها كم نيست - من ديدم اين جوانهاى انقلابى، اين بچه‌هائى كه اميد فرداى ما هستند، از تشكلهاى مختلف و از خود نخبه‌ها - خارج از تشكلها - روى توليد كالاى فرهنگى تكيه كردند؛ اينكه ما چقدر توليد كالاى فرهنگى ميكنيم و چقدر بايد بكنيم. خوب، يك كار مفصلى هم اينجا كرديد، كه حالا ممكن است من بعدها به طور خصوصى هم مواردش را تذكر بدهم.
 نكته‌ى دوم در اين زمينه اين است: حالا بعد از آنكه مصرف فرهنگى را پيدا كرديم، قلمى كه بايد اين بودجه صرف آن بشود، پيدا كرديم، برويم سراغ محتوايش. بالاخره ميخواهيم فيلم بسازيم. مثلاً ميخواهيم ده تا فيلم انقلابى بسازيم؛ ده تا فيلمى كه حامل ارزشها باشد. يا ميخواهيم فلان تعداد كتاب منتشر كنيم؛ محتواهايش چه باشد، چه جورى باشد، با چه قوّتى، با چه استحكامى، با چقدر مايه‌ى علمى و هنرى كه در آنجا به كار برده ميشود؟ اينها خيلى كارهاى سخت و ظريفى است.
 در زمينه‌هاى فرهنگى، دنبال كارهاى تشريفاتى و ويترينى نباشيد. نمايش دادن كار فرهنگى، نه اينكه فايده‌اى ندارد؛ ضرر هم دارد. در زمينه‌ى فرهنگ بايد دنبال كارهاى محتوائى و اصيل و واقعى رفت، كه امروز نياز عمده‌ى كشور هم اين است.»
 
5.پرده پنجم: توصيه‌هايي كه سربسته اعلام مي‌شود
 
مظلوميت فرهنگ همچنان ادامه دارد. حتي در اين حد كه در گزارشي كه در ديدار سالانه هيات دولت در سال 1390خدمت رهبر معظم انقلاب اسلامي ارائه مي‌شود بازهم گزارشي از فرهنگ داده نمي‌شود و باز هم گلايه رهبر را در پي مي‌آورد. البته پي‌گيري‌ها و توصيه‌هاي رهبر معظم انقلاب در مورد فرهنگ باعث شده است كه دولت مصوبه كلاني در باب فرهنگ داشته باشد كه البته رهبر معظم انقلاب با اين كه بنا ندارند كه در تريبون عمومي گزارشات مسوولان را حك و اصلاح كنند اما با صراحت بيان مي‌دارند كه خيلي از مبالغ اين مصوبه تخصيص داده نشده است. اما اين اصل مساله‌ نيست مساله اصلي به صورت سربسته در عبارات زير بيان مي‌شود: 
 
«مسئله‌ى ديگر - كه حالا البته اين مربوط به مسائل اقتصادى نيست - مربوط به فرهنگ است؛ كه امروز گزارشى داده نشد، موكول شد به بعد. آنچه كه من لازم ميدانم به دوستان دولت توصيه كنم، اين است كه مسئله‌ى فرهنگ را خيلى جدى بگيريد. اگر چنانچه ما كارهاى اقتصادى را - همچنان كه در برنامه هست و آرزوهاى ما متوجه به آن است - انجام بدهيم، اما در زمينه‌ى كار فرهنگى عقب بمانيم، بدانيد كشور لطمه خواهد ديد. دشمنان ما يكى از چشمه‌هاى دشمنى‌شان كار اقتصادى است؛ يك چشمه‌ى مهم ديگر، كار فرهنگى است. البته نه وقت و نه ظرفيت جلسه اجازه نميدهد كه انسان در اين زمينه وارد بشود؛ ليكن فى‌الجمله دوستان توجه داشته باشند كه كار فرهنگ، كار بسيار مهمى است؛ با ملاحظه‌ى جهتگيرى‌هاى انقلابى و اسلامى. در زمينه‌ى فرهنگ، دچار رودربايستى نشويد. در همه‌ى شعبه‌هاى فرهنگى - چه در موضوع كتاب، چه در كارهاى هنرى، چه در مؤسسات فرهنگى - جهتگيرى‌ها را انقلابى و اسلامى قرار بدهيد. اولويتها را در اينجا هم ملاحظه كنيد، چون منابع بالاخره محدود است. البته مصوبه‌ى دولت در زمينه‌ى بودجه‌ى فرهنگى، مصوبه‌ى خوبى است؛ اگرچه حالا شنيدم كه خيلى از مبالغ اين مصوبه تخصيص داده نشده؛ حتّى اگر همه‌اش هم تخصيص داده شود، باز براى همه‌ى فعاليتهاى فرهنگى كافى نيست. بنابراين منابع دچار محدوديت است. با توجه به محدوديت منابع، نگاه كنيد ببينيد اولويتها چيست. البته من يك مجموعه‌اى را به نحو پيشنهاد به دولت ارائه كردم؛ كه اگر اين چيزها در كار فرهنگ مورد توجه قرار بگيرد، با توجه به نگاهى كه ما در زمينه‌ى فرهنگ داريم، اينها اولويت خواهد داشت؛ يعنى اينها تأثيراتش بيشتر خواهد بود. بله، اينها را بايد دنبال كنيد تا ان‌شاءاللَّه تحقق پيدا كند.»
 
بله رهبر معظم انقلاب در ديدار با مسوولان دولتي و در بياناتي كه به صورت عمومي منتشر مي‌شود به صورت سربسته خبر مي‌دهند كه «نگاه كنيد ببينيد اولويتها چيست. البته من يك مجموعه‌اى را به نحو پيشنهاد به دولت ارائه كردم؛ كه اگر اين چيزها در كار فرهنگ مورد توجه قرار بگيرد، با توجه به نگاهى كه ما در زمينه‌ى فرهنگ داريم، اينها اولويت خواهد داشت؛ يعنى اينها تأثيراتش بيشتر خواهد بود. بله، اينها را بايد دنبال كنيد تا ان‌شاءاللَّه تحقق پيدا كند». اين عبارات را يكبار ديگر بخوانيد. رهبر معظم انقلاب اولويت‌هاي فرهنگي را مشخص كرده‌اند و به صورت پيشنهاد در اختيار دولت قرار داده‌اند و نيز با صراحت بيان مي‌دارند كه «بله، اينها را بايد دنبال كنيد تا ان‌شاءاللَّه تحقق پيدا كند.» به عبارت بهتر اين تهيه اولويت‌ها و ارائه آنها به دولت گامي است كه رهبر معظم انقلاب در جهت رفع مشكلاتي كه در سال‌هاي قبل تذكر داده‌اند، خود برداشته‌اند. اما آيا به اين اولويت‌ بندي‌هايي كه رهبر معظم انقلاب ارائه كرده‌اند توجه شده است؟
 
6.پرده ششم: نسخه‌اي كه عمل نشده است. چه كسي پاسخگوست؟
پرده قبلي باز هم تكرار مي‌شود. در زمينه فرهنگ در سال 91 نيز هيات دولت فرصت ارائه گزارش پيدا نمي‌كند و باز هم مظلوميت فرهنگ ادامه دارد. نه به اين علت كه گزارشي خدمت رهبر معظم انقلاب ارائه نمي‌شود بلكه به اين علت كه نسخه‌اي كه سال قبل رهبري از ارائه آن به دولت خبر داده بودند مورد غفلت واقع شده است و هنوز اجرا نشده است. اين بار رهبر معظم انقلاب اسلام با صراحت بيشتري از غفلت نسبت به آن توصيه‌ها صحبت مي‌كنند و از آن توصيه‌ها كه در سال قبل در لفافه از آنها سخن به ميان آمده بود با صراحت تعبير به «نسخه مي‌كنند» و مي‌فرمايند: 
 
«خب، در زمينه‌‌ى فرهنگ فرصت نشد آقايان گزارشى بدهند. من يك جمله عرض بكنم: به كارهاى سطحى نبايد اكتفاء كرد. به كارهاى عميق‌‌تر، كارهاى بنيانى‌‌تر، كارهائى كه از يكى‌‌شان دهها كار صادر ميشود و نشئت ميگيرد، توجه كنيد. من يك وقتى نسخه‌‌اى از آن كارهاى عميقِ لازم را به آقاى رئيس‌‌جمهور دادم؛ همانها بايد دنبال شود و بايد دنبال ميشد. در باب فرهنگ بايد بشدت مراقبت شود كه ما به «فرهنگ مهاجم» كمك نكنيم. فرهنگ مهاجم خطرناك است. اگر ما فرهنگ عمومى كشور و فرهنگى كه نخبگان و مردم و قشرهاى گوناگون را به سمت يك هدفى هدايت ميكند، نتوانيم از آسيب دشمن محفوظ بداريم، كار خيلى مشكل خواهد شد؛ هرچه هم شما تصميم بگيريد، اينها مى‌‌آيند خرابش ميكنند و جور ديگرى منعكس خواهد شد.»
 
سوالي كه در اين جا به جد بروز مي‌كند و خود را بر ذهن تحميل مي‌نمايد اين است كه نسخه‌اي كه رهبري از كارهاي بنياني و عميق فرهنگي به رئيس جمهور محترم دادند چه شده است و چه كسي بايد پاسخگو باشد كه به اين نسخه عمل نشده است؟


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :
جمعه 3 خرداد 1398